تبليغاتX
حریم عاشقی

حریم عاشقی

زندگی بی عشق مرگ است . مرگ بر این زندگی . زنده باد عاشق پرستی . زنده باد این زندگی

سپید بانوی شعر فارسی

۱۵ دی ۱۳۱۳

شروع دنیای با فروغ فرخزاد

سالروز تولد بانوی هنر ایران رو به همه دوستدارانش تبریک میگم

 فروغ عزیز سپیدی عشق دوستدارنت را می ستایم

و بر سنگ گرم مزارت بوسه مهر می گذارم

تولدت را با سبدها گل نرگس به همه دوستدارنت شادباش می گویم

 گرچه درمیان این همه عشق

من ذره ای شور بیش نیستم

Hosted by Tinypic.com

 من پشيمان نيستم
 من به اين تسليم مي انديشم
 اين تسليم دردآلود
 من صليب سرنوشتم را 
 بر فراز تپه هاي قتلگاه خويش بوسيدم
 در خيابانهاي سرد شب
 جفتها پيوسته با ترديد
 يكديگر را ترك مي گويند
 در خيابانهاي سرد شب
 جز خداحافظ خداحافظ صدايي نيست
 من پشيمان نيستم
 قلب من گويي در آن سوي زمان جاريست
 زندگي قلب مرا تكرار خواهد كرد
 و گل قاصد كه بر درياچه هاي باد ميراند
 او مرا تكرار خواهد كرد

Hosted by Tinypic.com

 گوش كن
 به صداي دوردست من
 در مه سنگين اوراد سحرگاهي
 و مرا در ساكت آينه ها بنگر
 كه چگونه باز با ته مانده هاي دستهايم
 عمق تاريك تمام خوابها را لمس مي سازم
 و دلم را خالكوبي مي كنم
 چون لكه اي خونين
 بر سعادتهاي معصومانه هستي
 من پشيمان نيستم
 
از من اي محجوب من با يك من ديگر
 كه تو او را در خيابانهاي سرد شب
 با همين چشمان عاشق باز خواهي يافت
 گفتگو كن
 و بياد آور مرا در بوسه اندهگين او
 بر خطوط مهربان زير چشمانت


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 1:47  توسط ایمان آسمانی  | 

حرف آخر

چیزی نگو

قسم نخور

تموم حرفات یه دروغه

کسی نگفت

خودم دیدم

خونه قلب تو شلوغه

چیزی نگو

لیاقتت عشق مقدسم نبود

حس میکنم نبودی و

بودنتم یه قصه بود

تو دیگه مردی و این حرف آخره

بزار عشق تو از خاطرم بره

فکر میکردم قلبت مال منه

اما انگار صد شاخه میپره

اسمتو پاک کردم از تو دفترام

بیخودی قسم نخور

دیگه سخته برام

تو رو باور داشتم و میخواستمت

چرا آتیش کشیدی همه باورم

کسی نگفت بهم

من خودم دیدم

اما راستشو بخوای یه چیزی نفهمیدم

چرا وقتی تو رو از عشق خالی دیدم

جای گریه به حالت میخندیدم

شایدم واسه اینه

که دیگه بی ارزشی

واسه همه عروسک نمایشی

تو که میگذری ساده از همه عشق

لیاقت نداری دیگه با من باشی

......................................

فصل رویایی من هم تموم شد

 بی بارون اما دلگیر مث همیشه

پاییز پاییزی نکرد

و من هنوز از دست میدهم

 و این بار حرف آخر

به یاد

 بالشهای خیس شده

از

شبنم غم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 3:11  توسط ایمان آسمانی  |