تبليغاتX
حریم عاشقی

حریم عاشقی

زندگی بی عشق مرگ است . مرگ بر این زندگی . زنده باد عاشق پرستی . زنده باد این زندگی

انتظار مبهم

ای فلک بر سر من یه دنیا منت بگذار       واسه عاشق شدنم بازم یه فرصت بگذار

***

همیشه بارانی ترین نگاه هایم را برای تو کنار گذاشته ام

و آبی ترین لحظه هایم را با خیال حضور تو به دست باد سپرده ام

همین فردا که بیدار شوم وقت نگاهت

زمانه ترانه دلتنگی آسمان جشن میگیرم

تا شاید آشنایی ها را تجربه کنم

***

رازهای دلم مثل چشمه هایی در دل کویری گمشده است که هیچ تشنه ای برای کشفشان رنجی به خویش نداده

کویر آغاز تشنگی نیست بلکه آغاز قربت است

***

در تمام لحظه هایم هیچ کس خلوت تنهایی ام را حس نکرد

آسمان غم گرفته برکه طوفانیم را حس نکرد

آنکه آسمان غزل هایم از اوست

بی سر و سامانیم را حس نکرد

***

Image hosting by TinyPic

زندگی ...ای روزگار...ای چرخ گردون..  ای فلک بسه دیگه آتیش نسوزون...تو کی هستی؟...تو چی هستی؟....

هوشیاری یا که مستی؟...

***

ای دل تنها ... چیه؟ .... چشم انتظاری؟

باز یه لحظه ... یه دم ... آروم نداری

مثل زمستون تو حسرت بهاری

***

توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

***

هوا میخوام...هوا میخوام...هوای تازه بهار...عشق میخوام...عشق میخوام...دلهره دیدن یار...هوا میخوام...هوا میخوام....هوای تازه یه دست...یار میخوام...یار میخوام...تا بگیره دستامو مست...هوا میخوام برای بال و پر زدن...به غیر ممکن سر زدن...رفتن به خونه خدا...با دست لرزون در زدن...گفتن خدا...آهای خدا...قهری هنوز مثل دیروز؟....نمیشنوی صدامو با یه نای سوز؟...بگم خدا...خدای من...بشنو یه بار صدای من...من دو تا دست مهربون میخوام...مگه زیاد میخوام؟؟؟...از تو هم آشیون میخوام...یه یار و همزبون میخوام...بگو.... بگو خدای من.....بگو مگه زیاد میخوام؟....

تو این هوای بی کسی...عشقه فقط خدای من....

بگو که راز قلبمو شنیدی ای خدای من؟

***

به آسمان خیره شده بودم

دو تکه ابر به هم نزدیک شدند

همدیگر را در آغوش کشیدند

نوری به چشمانم تابید

چتر مژگانم را که گشودم

نم نم باران آغاز گشت 

***

خوشا با نام مولا باده خوردن  ..... مثال درویشان عاشق جان سپردن

خوشا رقصان در ایم من به کویش ..... ببوسم دست و رخسار نکویش

به حق باده نوشان می حلال است .... که مستی افتخاری بی زوال است

که دور اولم ساقی ولی بود ..... ولی دیدم که زکرش یا علی بود

سلام دوستای عزیرم...امیدوارم زیر سایه مولا همتون شاد باشین...ایام تولد حضرت محمد رو به بهتون تبریک میگم....نمیدونم شاید این سرنوشت بشر باشه که شادی کوتاهه و اندوه دراز...امیدوارم از خوندن نوشته هام خسته نشده باشین....اینا رو که مینوشتم...کم کم خالی میشدم...سبک میشدم...همیشه دلم شور یه چیزی رو مزنه...دلم میخواد یه اتفاقی بیافته...واسه یه چیزی بیقرارم...انتظار یه چیزی رو میشکم...حس قشنگیه...یه انتظار مبهم.......

راستی با کمک یکی از دوستای عزیزم که از دوران راهنمایی با هم دوستیم و تازگیا بیشتر میتونیم واسه هم وقت بزاریم یه لوگو ساختم(از کمکی که بهم کرد خیلی ممنونم)...نمیدونم چطوری شده...نظرتون رو بهم بگین...یا تا پست بعدی کدش رو میزارم زیر عکسش یا اینکه تو پست بعدی کد رو میزارم اینجا..لینک ها رو هم عوض کردم..لینک یه سری از دوستای خوبم رو اضافه کردم بهشون..دیدنشون ضرر نداره(چشمک)...خواستم یه کمی(فقط یه کمی) از خاکی که رو وبلاگ رو گرفته بود برداشته باشم...دیگه سرتون رو درد نمیارم...((نزنین خودم دارم میرم دیگه)).....

             هیچ موقع امید را از کسی صلب نکنیم . شاید این تنها چیز و آخرین چیزی باشه که داره

امیدتون نا امید نشه . بهترین روزها رو براتون ارزو میکنم ... فعلا یا علی

به انان که از باده وفا مستند .... سلام من برسانید هر کجا هستند

مستیم و هستیم و خالی از هستی ..... در جمع ما مستان هوشیار نمیگنجد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 23:22  توسط ایمان آسمانی  | 

خرمن گل

چو طبیبانه بیایی به سر بالینم          به دو عالم ندهم لذت بیماری را

امان از این خرمن گلهایی که....

مواظب بالشتون باشین که خیس شبنم اشک نشه

جا نمازی خیس و یادگاری از سوی امام رضا هنوز پیش منه

یادگار آخرین باری که رفتم پا بوسش

آن شب که تو را با دگری دیدم و رفتم            چون مرغ شب از داغ تو نالیدم و رفتم

مانند نسیمی که نداند ره خود را                    دامن ز گلستان تو برچیدم و رفتم

یا همچو شعاعی که گریزنده ومحو است         بر گوشه ی دیوار تو تابیدم و رفتم

ای کوکب تابنده ی دولت تو چه دانی             کز این شب تاریک چه ها دیدم و رفتم       

آن روز که دور از نگه مست تو گشتم          چون اشک تو در پای تو غلتیدم و رفتم

آغوش تو چون محرم راز دگری بود            پیوند دل از عشق تو ببریدم و رفتم

ای باد که بازست به رویت درِ این باغ         این خرمن گل را به تو بخشیدم و رفتم

اینم یه شعر قشنگ که علیرضا و حمیدرضا خوندنش.. من که خیلی دوسش دارم .. دو تا داداش ..

*** یا حسین***

روزي روزگاري بود ... دو تا رفيق ... دو تا داداش

باباشون دستوشونو باز توي دست هم گذاشت

به كوچيكه سپرد كه اون بزرگه رو ول نكنه

تا يه روز يه جا توي جنگي ميكنه صداش

باباهه پر كشيد و رفت ... رفتش بسوي آسمون

موندن اين دو تا داداش تنهايي توي كهكشون

اينقدر مردم اون زمونه دوست داشتنشون

تا يه روز ستمگر زمونه كردشون نشون

دو تايي بعد نگاه به آسمون گفتن بابا

ما ميخوايم با هم بريم بسوي دشت كربلا

اسبا رو زين ميكنن ميرن اين دو تا طلا

دو تايي حاضر شدن كه بكنن شر بلا

دشمن نامرد تو جنگ آبو رو اونا ميبست

هشت روز و هشت شب تشنگي ... صدا رو تو گلو شكست

روز نهم فرا رسيد ... روز برادر كوچيكه

رفت و اجازشو گرفت ... آب بياره چيكه چيكه

اما تو راه زخمي شد و از روي اسب افتاد پايين

ياد وصيت باباش افتاد كه ميگفت تويي و اين

وقت وداع با زندگي ... برادر بزرگ نشست

سر برادرو گرفت گفت به خدا كمر شكست

دستي نداشت بغل كنه ... چشمي نداشت نگاه كنه

تنها يه بار تو زندگي تونست داداش صداش كنه

*** یا آقام ابوالفضل ***

سلام دوستاي خوبم..اميدوارم تعطيلات بهتون خوش گذشته باشه..اين اولين اپ ديتم تو سال جديده..راستي بابت لطقي كه به خاطر پست قبلي بهم داشتين از همتون ممنونم...اول از همه برد ميلان و صعودش به نيمه نهايي باشگاهاي اروپا رو به همه ميلاني ها و خودم به عنوان یه میلانی تبريك ميگم..اميدوارم حريف بارسلونا هم بشه(هرچند كه بارسلونا رو هم دوست دارم)...دو روز پيش خبر سلامتي يكي از دوستاي وبلاگ نويس رو شنيدم آخه اونم مثل من گاهي وقتي سر گيجه مياد سراغش ولي انگاري خوب شده..ازش ميخوام واسه منم دعا كنه...از همين جا بهش ميگم كه اميدوارم ديگه سراغش نياد...راستي شهادت پدر امام زمان رو هم به همتون تسليت ميگم..اون موقعي كه حرمش رو با بي معرفتي تموم خراب كردن من اسير زمستون 84 بودم و نشد كه چيزي بنويسم...اميدوارم اون نا مردا به سزاي كارشون برسن...آخه اون نازنین امام ماست...جسارت تا كجا تا كي؟؟؟؟خدايا كجايي؟؟؟؟؟؟؟؟

Image hosting by TinyPic

آث میلان  ۳   ۱  لیون

************

به روی ناکسان هرگز نمیخندم   اگر عمری بود باقی به هرکس دل نمیبندم

توبه کردم که به پايت نگشايم بغضي    آمدي توبه و بغضم همه يکجا بشکست

دانة فلفل سياه و خال محبوبان سياه هر دو جان سوزند ولي آن كجا اين كجا

در بزم وفا شیشه دل میشکند   از دست جفای این جماعت فریاد

فقط موجهای دریا هستن که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگه برسن به ساحل می میرن بازم بیقرار رسیدنن

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 1:20  توسط ایمان آسمانی  |