تبليغاتX
حریم عاشقی

حریم عاشقی

زندگی بی عشق مرگ است . مرگ بر این زندگی . زنده باد عاشق پرستی . زنده باد این زندگی

یا علی

               دلواپسی ندارم تا که علی یارته  

                   دستای پاک این امام همیشه همراهته

                دلواپسی وقتی میاد که اعتقاد بمیره       

                      دل آدم از روزگار بی اختیار میگیره

 

اگه مست مستی بگو یا علی

اگه می پرستی بگو یا علی

به بالای دست علی که دست نیست

تو که زیر دستی بگو یا علی

ساقی خرابم امشب . برس به دادم امشب ...

خوشا با نام مولا باده خوردن . مثال درویشان عاشق جان سپردن ...

که دور اولم ساقی ولی بود . ولی دیدم که زکرش یا علی بود ...

 

یا علی مدد ز غیر تو ننگ است ... یا علی

 

* * * عیدتون مبارک دوستای گلم * * *

* * ایشالا زیر سایه مولا بهترینها مال شما باشه * *

 

            علی باید یارت باشه تا در امون بمونی        

                                   نوشتم احساسمو تا درد منو بدونی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 3:0  توسط ایمان آسمانی  | 

هوای ساحل مرجانی امام حسین

اونی که اشکای منو میخره ،  خودش منو کربلا هم میبره

هوا هوای حسین ، هوای سینه زنی ، هوای دربدری ، هوای دیوونگی ، هوای بی کسی وهوای جام وسبو ، هوای راز دل ،  بوسه زیر گلو ، ای دل تو مگو ، تو مگو ، به گردنم کی اقا یه قلاده میزنی ؟  ، منو صدا میزنی ؟؟؟...

در معبدی که در آن هزار شمع روشن باشد ، خاموش شدن یکی از آنها ، هیچ مشکلی ایجاد نخواهد نمود ، اما در معبدی که در آن ، هیچ شمعی روشن نیست ، تنها روشن کردن یک شمع ، همه جا را روشن میسازد .. اگر از پنجره ی معبدی که در آن فقط یک شمع روشن است ، پروانه ای وارد شود ، یک راست به سوی همان یک شمع میرود . اما اگر از پنجره معبدی که در آن هزار شمع روشن باشد ، پروانه ای وارد شود ، نمیداند به سمت کدامین شمع برود و در فضای معبد سرگردان به این سو و آن سو میرود ! و بسیارند مردمانی که چنان پروانه ها در معبد سیاه و قدیمی دنیا به این سو و آن سو پرواز میکنند.. هیچ هدفی ندارند و مدام به این سو و آن سو کشیده میشوند ، پیر میشوند و با بالهایی سوخته در گوشه ی معبد سقوط میکنند ، میمیرند و از یاد میروند...

دریغ که جای جای این معبد هستی ، پر است از جسد پروانه و پر ازحسرت پرواز !

دریغ که گروه زیادی از پروانه ها نیز در آسمان این معبد سیاه سرگردان هستند و دیر یا زود میسوزند و نقش بر زمین میشوند و از یاد میروند !!... در حیرتم از کسانی که بال دارند و نمیپرند . همچنین در حیرتم از کسانی که با بالهای دیگران میپرند ! و در حیرتم از کسانی که مدام در حسادت پرواز دیگران هستند..

پروانه ای را دیدم که مدام در پای شمعی اشک میریخت و میگفت:(( اگر تو خاموش شوی ، من از نور دور میشوم و بی شک خواهم مرد و باز هم میگریست.))

آهای پروانه های زیبای خداوند ! به پنجره ها بازگردید . قبل از آن که بسوزید و در گوشه ی این معبد بیفتید و از یاد بروید ، به پنجره ها باز گردید ! این بار از پنجره ها به آسمان پرواز کنید . رها سازید این معبد سیاه قدیمی را !

تمام هستی ، معبد خداوند است... به آسمان پرواز کنید ! این بار همه با هم و به سوی یک شمع ،. شمعی که نور آن بر تمام کاینات افکنده شده است، شمعی که هیچ گاه خاموش نخواهد شد ... و آن شمع ،  نور روی خداوند است بر مردمان ! .... به پنجره ها باز گردید ! . در دنیایی که دالان ابدیت است ، به هیچ کس دل نبندید و به هیچ چیز دل نسپارید . بیایید به آسمان پرواز کنیم . همه با هم ، به سوی یک شمع ، بیایید به سوی خداوند پرواز کنیم ... به پنجره ها باز گردید !!!

هوا هوای حسین ، هوای خال سیاه  ، خدا میشم به خدا حسین کنه یه نگاه ...

هوا هوای حسین ، هوای فکر و خیال ، هوای عاشقی و آرزوهای محال ، ای دل بنال و بنال

مست چشماتم آخه خماره ، یاری که دارم هیچ کس نداره

چه کنم آقا تو قحطی عشق ، بارون عشقت به من بباره ؟

و خدا می خندید ... دلنشین بود ...

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 3:0  توسط ایمان آسمانی  |